السيد السيستاني
529
توضيح المسائل ( فارسي )
أو را صيغه كند بعد از آن كه از أو جدا شد شوهر أول نمىتواند أو را عقد كند . ( ( دوم ) ) شوهر دوم با أو نزديكى ودخول كند واحتياط واجب آنست كه نزديكى از جلوى زن باشد . ( ( سوم ) ) شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . ( ( چهارم ) ) عده طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود . ( ( پنجم ) ) بنابر احتياط واجب شوهر دوم در زمان نزديكى بالغ باشد . طلاق خلع ( مسأله 2537 ) : طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست واز أو كراهت دارد ومهر يا مال ديگر خود را به أو مىبخشد كه طلاقش دهد ، طلاق خلع گويند ، در طلاق خلع - بنابر اظهر - معتبر است كه كراهت زن از شوهرش به حدى باشد كه أو را به مراعاة ننمودن حقوق زناشوئى تهديد نمايد . ( مسأله 2538 ) : اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد پس از بذل مىگويد : ( ( زوجتي فاطمة خالعتها على ما بذلت ) ) وبنابر احتياط مستحب نيت بگويد : ( ( هي طالق ) ) يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم أو رها است ودر صورتي كه زن معين باشد بردن نامش در اينجا ودر طلاق مبارات نيز لازم نيست . ( مسأله 2539 ) : اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر أو را به شوهرش ببخشد وشوهر همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلا اسم شوهر محمد واسم زن فاطمه باشد وكيل صيغه طلاق را اين طور مىخواند ( ( عن موكلتي فاطمة بذلت مهرها لموكلي محمد ليخلعها عليه ) ) پس از آن بدون فاطمه مىگويد : ( ( زوجة موكلي خالعتها على ما بذلت هي طالق ) ) واگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر أو ببخشد كه أو را